شنبه ۱۵ مهٔ ۲۰۱۰

خوب ترین حادثه

با همه بی سر و سامانیم

باز به دنبال پریشانیم

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

در پی ویران شدنی آنی ام

آمده ام بلکه نگاهم کنی

عاشق آن لحظه توفانی ام

دلخوش گرمای کسی

آمده ام با عطش سال ها

تا تو کمی عشق بنوشانی ام

ماهی برگشته ز دریا شدم

تا که بگیری و بمیرانی ام

خوب ترین حادثه می دانمت

خوب ترین حادثه می دانی ام

حرف بزن ابر مرا باز کن

دیر زمانی است که بارانی ام

حرف بزن حرف بزن سال هاست

تشنه یک صحبت طولانی ام

ها... به کجا می کشی ام خوب من؟

ها ... نکشانی به پشیمانی ام

1 نظرات:

ناشناس گفت...

چه شعر زشتي
اخ خ خ خ خ ...